IELTS 9, Test 1 Listening Transcript

قسمت 3

استاد:  اسپیرو و هیروکو!  قبل از اینکه شروع کنیم از شما جهت حضور امروز و گفتگو درباره ی تجربیات تحصیلی  اخیر خود تشکر میکنم و به هر دوی شما برای موفقیت پشت سر گذاشتن امتحانات ترم اولتان تبریک می گویم! مایلم با شما در مورد اهمیت  دوره آموزشی زبان انگلیسی برای اهداف دانشگاهی که سال قبل در این دانشگاه قبل از شروع ترم گذراندید گفتگو کنم. اسپیرو، اگه بشه از شما شروع کنیم، برای شما  ثابت شد که کدام قسمتهای این برنامه به طور ویژه ارزشمند بوده؟

اسپیروس:  فکر میکنم ارائه ی سمینار واقعا به من کمک کرد. مثلا، دو هفته پیش در رابطه با موضوع بازاریابی، وقتی که نوبت من برای ارائه ی کنفرانس شد احساس کاملا مطمئنی  داشتم. البته، کمی دستپاچه بودم اما چون قبلا این کارو انجام داده بودم، میدانستم چه چیزی پیش رو دارم. همچنین، میدانستم کاملا آماده ام و برای زمان هم برنامه ریزی کرده بودم. در واقع، فکر می کنم نسبت به بقیه ی افراد گروهم، من کارمو بهتر ارائه دادم چون رویهم رفته تخصصی عمل کردم. تو چطور هیروکو؟

هیروکو : م... جالبه.  من  در گروهم  ، واقعا نسبت به روشی که دانشجویان کنفرانسشان را ارائه دادند متعجب شدم _  آنها فقط از روی متنشان با صدای بلند میخواندند! باورتون میشه؟  آنها نگران سبک ارائه کنفرانس خود نبودند و با حضار ارتباط  چشمی  برقرار نمیکردند_  و خاطرم هست که اینها از موارد استرسی بود که ما اینجا داشتیم.

استاد:  خب هیروکو تو کنفرانس رو  چطور ارائه دادی؟

هیروکو:  خب راستشو بخواین، من هم از روی نوشته هام روخوانی کردم! آن موقع، با این روش آرامش خاطر داشتم، اما واقعیتش وقتی کنفرانس تمام شد، اصلا احساس رضایت نمی کردم. دید مثبتی به این تجربه نداشتم هرگز.

اسپیروس: چه حیف! میدونی اگرچه منم از عملکردم راضی بودم ، اما احساس خوشایندی از اجرای فعلی خودم در دوره آموزشی ندارم_ در طول کل ترم در بحث های آموزشی هیچ حرفی نزدم، یک کلمه هم نگفته ام.

هیروکو :  واقعا؟ چرا خب؟  بقیه ی دانشجو ها خیلی حرف میزنند؟

اسپیروس: یه دلیلش همینه، ولی بیشتر برای اینه که من تو سخنرانی  اعتماد به نفس ندارم. این طرز صحبت کردن–  با اون روشی که در طول ترم انجام می دادیم خیلی متفاوته.  دانشجوها خیلی غیر رسمی صحبت میکنند و خیلی پایبند آداب نیستند و گاهی بنظر میرسه هیچ نظمی در مناظره هاشون ندارند. و اینکه، دانشجویان خیلی خوب همدیگر را میشناسند به همین دلیل به رفتار همدیگر عادت دارند و به خودشون اجازه میدهند  که  راحت تو مباحث همدیگه شرکت کنند.

هیروکو:  راست میگی! منم اینو تجربه کردم.

***  

هیروکو: بیشتر این ترم،  منم تو  کلاسهای آموزشی هیچی  نمی گفتم. اما این اواخر سعی کردم بیشتر حرف بزنم و پیشرفت  کردم. و متوجه نکته ی جالبی شدم، به این نتیجه رسیدم که اگرمطلبی که میگم برای دوستان جالب و جدید باشه دفعات بعد هم نظر منو میپرسند و همینه که الان راحت تر در مناظره ها شرکت میکنم.

اسپیروس: خیلی خوبه هیروکو!  امیدوارم منم ترم بعد همینطور باشم- من باید بگردم دنبال مطالب جالب. چی به شما کمک کرد که به این ایده ها برسی؟

هیروکو: فکر میکنم چیزی که تو این زمینه به من خیلی کمک کرد خواندن و مطالعه بود.من تو این ترم خیلی مطلب  خوندم  که فقط  مربوط به نطق و ارائه سخنرانی بود.  اوایل نمی فهمیدم که سخنرانی ها چه مفهومی دارند به همین خاطر مجبور شدم کلی کتاب و مجله بخونم.  هر شب ساعت ها مطالعه میکردم و از لیست مرجع هایی که برای همین منظور گرفته بودم استفاده میکردم و یادداشت برمیداشتم. موقع صبحانه هم، بارها و بارها یادداشت هامو میخوندم. این کار بهم کمک کرد تا ایده های کنفرانس رو پیدا کنم و همچنین افکاری بهم داد که برای کلاس های آموزشی هم خیلی مفید بود.

اسپیروس: اما من هم هر جور شده مطالعه زیاد دارم و فکر نمیکنم  بیشتر از این هم وقت کنم . من هنوز تو روخوانی  کندم، بهر جهت بهتره بیشتر از قبل، رو لغت ها کار کنم.

استاد: به نظر شما ما چه چیز دیگه ای میتونیم به برنامه کلاسی اضافه کنیم تا به مشکل روخوانی کمک کنیم؟

اسپیروس:  واقعا هیچ کاری لازم نیست! چون این مشکل منه. یادمه مقاله های خیلی طولانی بهمون میدادند که بخونیم که علاقه ای هم به این کار نداشتیم اما حالا میفهمم که خوندن اون همه مقاله های بلند مقدمه ی خیلی خوبی بوده برای نیاز امروزمون. به علاوه تو کلاس هر جلسه یک تمرین تندخوانی هم داشتیم که زمان سرعت روخوانیمونو ثبت می کردیم و اساتید همیشه مشوق ما در این زمینه بودند.

هیروکو: درسته! اما آنچه ما میخواندیم  متفاوت بوده. گاهی اوقات تو کلاس زبان انگلیسی  وقتی مجبور میشدم مقاله های محیط زسیت و پزشکی و یا تعلیم تربیت بخونم  بنظرم کار بیهوده ای بود اما هیچ وقت مطلبی راجب مهندسی که رشته تحصیلی خودم بود و من دوست داشتم روی اون تمرکز کنم هیچی نخوندیم. بهمین خاطر فکر میکنم وقتمو روی واژه هایی که به دردم نمیخورد تلف کردم.

استاد: اما مطمئنا شیوه ی یادگیری و آموزش آن واژه ها برای شما خیلی سودمند بوده.

هیروکو: بله! اما از لحاظ روان شناسی، احساس بهتری داره وقتی در زمینه رشته تحصیلی خودمون کارکنیم و مطلب بخونیم. نظر شما چیه؟

اسپیروس: موافقم؛ میتونست اعتماد به نفس من رو هم بالا ببره و بهم انگیزه مضاعفی بده.   خیلی خوب بود اگه حتی به  تحقیقیات علمی ای هم که باید به عنوان تکلیف بنویسیم  مربوط میشد.

استاد: خیل خب ، اجازه بدین الان بریم سراغ مساله ی نوشتاری...

 

 

 

 

 

 

You need to be a member of myEnglishClub to add comments!

Join myEnglishClub

Email me when people reply –